با یاد دوست

انتهای اردی بهشت مصادف با انتهای تحمل زمین زیر بار سنگین وجودی بزرگوار است: حضرت آیت الله العظمی بهجت که با رفتننش حسرتی عظیم بر دلمان گذشت. این چهارپاره را دو سه ماه ÷س از عروج ایشان سرودم:

اردی بهشت بی بَهجت

    ما که با مرگ بی حساب شدیم   "محمد علی بهمنی"

 

علت فاجعه: سیاهی ما

مرکز زلزله: حوالی قم

درد از سقف چکه چکه چکید

بر کف سرد مسجد خانم1

 

خیسِ اشک‌اند گوشة قفسه            

چند قرآن کوچک جیبی

خبر از ماتم بدی دارد

 چهرة زرد گنبد بی بی

 

دو سه ماهی است حسرت و اندوه         

جزو اعمال واجبم شده است

لب به چیزی نمی‌زنم جز اشک

خون دل، قوت غالبم شده است

 

دو سه ماهی است بر نمی‌خیزد

گذر خان2 به احترام کسی

نخل ها، سرو ها... همه رفتند

"چون نگه می‌کنم نمانده بسی"3

 

طعم خوب کلوچه ها شد تلخ

در نبودش به فومن و ماسال4

او که ذکر خدا نمی‌شد محو            

از لبش "بالغُدوّ وَالآصال"5

 

حرف هایش نگفتنی بودند

کوه فریاد در سکوتش بود

از نمازش فرشته می‌بارید

صورت دوست در قنوتش بود

 

  

یاس‌ها را به گریه می‌انداخت

مُهر العبد بر رسالة او

شاپرک‌‌ها مقلّدش بودند

می نشستند بر کلالة او

 

پیر مردی که انحنای تنش

شیب رنگین کمان عرفان بود

راستش آخرش نفهمیدیم

او ملَک بود یا که انسان بود

 

پیرِ ما کوچ کرد و راحت شد

راحت از این زمانة هرزه

ما، امام زمان (عج) بگو چه کنیم

با خسارات این زمین لرزه

 

ای بهار بدون لاله برو

رفت از سفره دلم برکت

یک سبد غم برایم آوردی

آه اردی بهشت بی بهجت

 

"کاشکی پیشمان بماند"... نه

نشد این ضجّه مستجاب شود

گرچه او موت اختیاری داشت

خواست با مرگ بی حساب شود                                                            شهریور 88

 

1. منظور مسجد فاطمیه است که حضرت آیت الله بهجت سالها در آن اقامه نماز می‌کرد.

2. کوچه معروفی که مسجد فاطمیه در امتداد آن واقع شده است.

3. مصراع از سعدی است.

4. فومن زادگاه آیت الله بهجت و ماسال شهری است نزدیک به آن.

5. ناظر به آیه شریفه 36 سوره مبارکه نور: ...و صبح و شام در آنها تسبیح او می‌گویند.