با یاد دوست...حالا که عدد یاران...ببخشید! نظر دهندگان وبلاگ بی رونق ما به ٧٢ رسیده و با آنکه بنده بلد نیستم شعر عاشقانه بگویم ولی ناپرهیزی کرده و غزلی بر این نمط و البته چاپ نشده تقدیم دوستان می کنم:

عشق

 

از پریشانی امثال تو شد نام آور

عشق: این مسأله مشکل سرسام آور

دیدنت موجب آن است که تا زنده شود

در من آن خاطرة‌ لرزه بر اندام آور

نه! مقصر خودمانیم کز اول  بستیم

دل به آن نغمه روحانی الهام آور

واقعا" از من دلخسته توقع داری

نشوم رام چنین نفحه الزام آور؟

عاشقی چیست؟ بگو گوش به فرمان توام

تو سلیمانی و من هُدهد پیغام آور

- مرگ حق است،‌ ولی عشق حقیقت دارد"

سوخت بنیادم از این پاسخ ابهام آور

*

عشق از نوع زمینی هم اگر هست، به اوست

ساقیا جام بنه، جامة‌ احرام آور!