با یاد دوست و با تبریک ایام ربیع

نقیضه جدیدی را تقدیم می کنم که بر غزل زیبای فاضل نظری سرودم:

 

"مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است

در قفس با دوست ماندن از جدایی بهتر است"    فاضل نظری

 

مرگ نزد شاعران از بی نوایی بهتر است

وضع ما از مردم اتیوپیایی بهتر است

فقر و زن هردو بلا هستند در خانه ولی

بین این هر دو بلاها زن، خدایی بهتر است

بچه آوردن هم آری پول می­خواهد داداش

زیر این درمان نازایی بزایی بهتر است

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

مرغ بخت من، تو اینطوری نیایی بهتر است

دائما" بین بد و بدتر  مخیّر می شویم

جبر از این اختیارات کذایی بهتر است

فکر کردن بین این مردم خودش دیوانگی است

لاجرم افکار مالیخولیایی بهتر است

هر که مشکل دارتر باشد مقرّب تر شود

گاو پیشانی سفید از سرحنایی بهتر است

واژه ها امروز ابعاد جدیدی یافتند

گر به جای رشوه گفتی پول چایی بهتر است

بانکداری گرچه اسلامی است در ایران ولی

کاربرد واژه بانک ربایی بهتر است

وقت جنگیدن به درگاه مدیرانِ نترس!

از میان جمله واجب ها، کفایی بهتر است

مجلس و دولت یکی بودند در تخریب و من

فکر می کردم رسایی از مشایی بهتر است

شاعر خنگ مزخرف گو برو تقلید کن

شعر دزدی گاهی از مهمل سرایی بهتر است!

شعر تو گر بهتر از  شعر جناب حافظ است

شعر ایرج میرزا هم از سنایی بهتر است

...

مادرم پرسید شعر از بهر تو نان می شود؟

گفتمش: خوب شعر گفتن از گدایی بهتر است!