با یاد دوست و با سلام خدمت دوستان همراه

با غزلی در اندوه کشتار مسلمانان در غزه و عراق در خدمت شما هستم:

غده بدخیم

 

ای قوم - جسارت نشود-  دیرزمانی است

از غیرت و از عشق نه نامی نه نشانی است

تیتر یکِ اخبار، حماس است و حماسه

یک جنگ جهانی که پسِ جام جهانی است

اما نه جهان عرب آبستن خشم است

نه می پَرد از خواب، اروپای اومانیست

ای غزه برای تو جز افسوس نداریم

با این همه غمخوار چه جای نگرانی است؟

 مصری که فشرده است گلوگاه رفح را

ایران عزیزی که سرش گرمِ گرانی است

یا شام و عراقی که پس از یورش داعش

جولانگه آن لشگر سفیانی جانی است

رسم الخط امروز تو خون است و گلوله

نه گویش عِبری و نه خط سُریانی است

 در سفره تان نانی اگر نیست، خدا هست

در خانه ما رونق اگر هست صفا نیست

سد بسته ای امروز به هرزآبه صهیون

تقدیر تو سنگی است که در دست جوانی است

...

شادیم به این مژده که آن پیر به ما داد:

این غده بدخیم شدیدا" سرطانی است